تبليغاتX
خیال آبی - 1

1

دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
ـ میدونی؟

+ چی رو؟

ـ این که آدما بین دو تا شلوغی سرگردونن؟

+ چطور؟

ـ یه شلوغی که موقع پا به دنیا گذاشتن آدم خندونن و آدمه خودش گریون...یه شلوغی هم که موقع از دنیا رفتن آدم گریونن و آدمه خودش خندون...اون وسط هم که جز تنهایی چیزی نصیب آدم نمیشه!... باور نمی کنی؟

+ ای بابا...شلوغی عروسی که یادت رفت؟!

ـ اِ...آره! ...چیزه... آخه تو عروسی احساس آدمه بین خندون و گریون در نوسانه!!!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: یه تصمیمایی گرفتم...>>>کنکور!<<<...هر چند این تعطیلات را خوش خوشکان گذراندیم ولی...برای شروع هیچ وقت دیر نیست...میگی نه؟...خب نه!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:25  به قلم مریم  |