تبليغاتX
خیال آبی

نیاز

دوشنبه پانزدهم مهر 1387
نیاز

تن تو ظهر تابستونُ به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارونُ به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخی زندونُ به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوسِت دارم شنیدنه!

تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه!

تو مث خواب گل سرخی لطیفی مث خواب

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه!

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه!

تو مثل وسوسه شکار یک شاپرکی

تو مث شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای

تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوسِت دارم شنیدنه!

"نفسم شعر بلند بودنه

با تو بودن آخرین شعر منه!"

شهیار قنبری

نیاز-فریدون فروغی

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:13  به قلم مریم  | 

پیشاپیش!

سه شنبه نهم مهر 1387

دیشب تلویزیون تو پیام بازرگانی می گفت: " عید سعید فطرپیشاپیش مبارک باد!"

فاطمه کوچولو هم با اصرار از ما "پیشاپیش" میخواست!!!

حالا بیا حالیش کن "پیشاپیش" خوردنی نیست!...

 

عیدتون "پیشاپیش" مبارک!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:41  به قلم مریم  | 

نخواب آروم!

چهارشنبه سوم مهر 1387
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله

نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه
آخه بارون که نیس،رگبار باروته
سزای عاشق های خوب ما اینه؟

نترس از گوله ی دشمن گل لادن
که پوست شیره پوست سرزمین من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دلنازک خسته،گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر

دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مث یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره

نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شبکلاهی از نمد باشیم

نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گوله ی دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیا شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیآره

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من،بیا تا من،نگو دیره

سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره

نخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم دارن این مردم!

شهیار قنبری

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- برنامه ی دفاع مقدسی که شبا تلویزیون میذاره خیلی جالبه کاش از این جور برنامه ها(مستند) بیشتر میذاشتن!

- دیشب برای سرگرمی فال روزانه رو خوندم. نوشته بود امروز هدیه و نامه ای به دستم میرسه. همین امشب، هم هدیه هم نامه رسید! یه بار هم یادمه گفته بود امروز میری مسافرت خیلی اتفاقی اون روز راهی سفر شدم! ولی با این حال هنوز به نظرم الکی و اتفاقی میان.

- خدایا! بنده هاتو چقدر مغرور آفریدی...اونقد که گاهی مقابل "تو" زانو زدن هم عاره برامون!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:56  به قلم مریم  |